ميرزا محمد حيدر دوغلات

32

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بود كه توغلغ سلدوز « 1 » و كيخسرو « 2 » لشكر جته « 3 » را سركرده با بسى امراء جته « 4 » پيش آمده‌اند و تمور پسر « 5 » بومكان « 6 » و ساريق و شنكوم « 7 » و توغلق خواجه برادر حاجىبيگ و گوج 66 تيمور پسر بيگجيك و ديگر امراء هزاره و قوشون با بيست « 8 » هزار مرد از سر جالا 67 تا پول سنگين 68 نشسته‌اند و از اين جانب بيش از شش هزار مرد در معسكر همايون حاضر نبودند . « 9 » صاحب‌قران « 10 » مؤيد پاك اعتقاد مصدوقه كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ 69 به گوش صدق و اخلاص از هاتف توفيق مىشنيد و در آيينه دولت روزافزون كه به صيقل تأييد آسمانى جلاء ظفر يافته بود به ديدهء يقين مىديد . نظم : « 11 » كه گر بحر گيتى شود پر نهنگ * و گر كوه و صحرا بود پر پلنگ كسى را كه يار است بخت بلند * نيابد از آن يك سر مو گزند با دو هزار مرد دلاور روى توكل را به دشمنان نهاده از پيش روان شده و در سر پول سنگين سپاه جانبين به هم رسيدند . از وقت چاشت كه رايت سلطنت وَ الضُّحى 70 را برافراشتند تا آن زمان كه پرچم سنجق وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى 71 را نشانه زدند ، آتش پيكار از زبانه نارٌ حامِيَةٌ 72 حكايت مىكرد و زمين از كرّ و فرّ پياده و سوار تفسير إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها 73 مىگفت ، صفير « 12 » تير فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ 74 در گوش و جان مىانداخت و بريق سنان يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ 75 بر ديده دل جلوه مىداد ، زبان تحقيق معنى مَسْحاً بِالسُّوقِ « 13 » وَ الْأَعْناقِ 76 به برهان قاطع باد مىرسانيد و از واقعه گران وقع جماق در شأن نزول الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ 77 حجتى واضح به اقامت پيوست « 14 » و آن روز تا به شب دلاوران رزم آزماى از هر دو جانب در سر پول سنگين تا به حدى كوشش نمودند كه نم طاقت در جگر جلالت هيچ بها در نماند . شب كه از طرفين

--> ( 1 ) . نب : - سلدوزد . ( 2 ) . نت : + و . ( 3 ) . نت : جبه . ( 4 ) . نت : جبه . ( 5 ) . نت : سر . ( 6 ) . نگ : بوبكان . ( 7 ) . نت : سنكوم . ( 8 ) . نگ : پنجاه . ( 9 ) . نگ : + اما تيمور . ( 10 ) . نگ : - صاحب‌قران . ( 11 ) . نت : - نظم . ( 12 ) . نب : سفير . ( 13 ) . نت : - بالسوق . ( 14 ) . نگ : - از وقت چاشت . . . پيوست .